رنگ پیشفرض

رنگ آبی سیر

رنگ سبز

رنگ خاکستری

رنگ نارنجی

 
 
محل کنونی شما: Home
 
 

 

 
 
 
 


اصطلاحات موسیقی بین المللی

نامه الکترونیک چاپ PDF
فهرست مطلب
اصطلاحات موسیقی بین المللی
حروف A-B-C
حروف D-E-F
حروف G-H-I
حروف J-K-L
حروف M-N-O
خروف P-Q-R
حروف S-T-U-V
حروف W-X-Y-Z
برخی اصطلاحات به زبان فارسی
اصطلاحات فرم های قطعات موسیقی کلاسیک
اصطلاحات مربوط به وزن در موسیقی
اصطلاحات مربوط به beat یا ضرب
تمامی صفحات
بازدید: 30847
بازدید دوباره: 25 بار

در این بخش با لغات و اصطلاحات موسیقی بین المللی آشنا می شویم.

 

لطفا مطلب مورد نظر خود را از فهرست روبرو انتخاب نمایید>>>

 

منابع:

  • همايون نوراحمر، اصطلاحات در ارتباط با رهبری و رهبران نامدار جهان در موسیقی كلاسیك، مجله مقام موسيقايي شماره 16
  • http://www.amk2010.40sotoon.net

 


  • accelerando (ایتالیایی) رفته‌رفته بر شتاب و سرعت افزودن. سرعت بخشیدن.
  • ad libitum (لاتین) اجرا به دلخواه نوازنده به‌ویژه كه زمان موكدی در نظر گرفته شود. گنجاندن یك صدای به‌خصوص یا ساز در آنسامبل (ایتالیایی) آرام، نرم و با‌وقار اجرا كردن affettuose عاطفی، با لطافت، احساس و حرارت اجرا كردن.
  • allargando (ایتالیایی) كم‌كردن سرعت و معمولاً با رسایی و ازدیاد در حجم صدا.
  • allentando (ایتالیایی) كم‌كردن سرعت
  • gmabile (ایتالیایی) ظریف و با لطافت اجرا كردن.
  • ancora (ایتالیایی) تكرار كردن، دوباره اجرا كردن. اما وقتی با اصطلاح دیگری تركیب شود، ‌معنای آرام Still را به خود می‌گیرد.
  • ancora piu piano presto (ایتالیایی) باز هم باز هم آرام‌تر.
  • Anfang, Vom (آلمانی) تكرار یك آهنگ یا بخشی از آن، از آغاز.
  • angstilch (آلمانی) با نگرانی و بیمناك اجرا كردن.
  • anima, con (ایتالیایی) سرزنده، شاد و پرشور اجرا كردن.
  • animato سرزنده و سرحال اجرا كردن.
  • appassionato (ایتالیایی) با احساسی پُرتشنج، ناآرام و عصبی اجرا كردن.
  • Pizzicato Arco در كار گرفتن آرشه (پس از اجرای پاساژ پیزیكاتو) زخمه زدن با انگشت بر سیمهای سازهای زهی بدون دخالت آرشه كه در آن سیمها به صدا درآیند.
  • arpeggiando (ایتالیایی) اجرای نُتهای یك آكورد یكی پس از دیگری معمولاً در هارپ.
  • Assai (فرانسوی) نسبتاً تند اجرا كردن.
  • Assez vite (فرانسوی) نسبتاً تند اجرا كردن
  • Attacca (ایتالیایی) به‌معنای حمله و یورش. پایان یك موومان یا بخشی از یك كمپوزسیون دال بر اینكه باید بدون مكث بر موومان و یا بخش دوم یورش آورد.
  • Bassa (ایتالیایی) به معنای آهسته، اشارت بر اجرای نُتها، یك اكتاو پایین‌تر از آنچه كه نوشته شده است.
  • battula (ایتالیایی) به‌معنای «ضرب و ریتم»چون ritmo di Tre ballula (ریتمی با سه ضربه) بدین معنا كه باید میزانها را به سه گروه تقسیم كرد و تمپوی آنها آن‌قدر تند باشد كه تكیه اصلی صدا در آغاز هر سه میزان به جای آغاز آهنگ، در آغاز هر سه میزان باشد و خودنمایی كند. به‌عبارت دیگر بازگشت به تمپویی صریح و روشن پس از یك تغییر.
  • belebend (آلمانی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Belbet (آلمانی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • ben (ایتالیایی) به معنای تكیه بر صدای خوب.
  • ben marcato با تداوم خوب اجرا كردن.
  • ben sostonuto با تداوم خوب اجرا كردن.
  • beruhigt (آلمانی) آرام و ملایم اجرا كردن.
  • Beruhigend (آلمانی) آرام و ملایم اجرا كردن.
  • Bestimmt (آلمانی) تكیه و تأكید بر یك نت و یا فراز و یا بخشی از موسیقی.
  • Bewgt (آلمانی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • bis (ایتالیایی، فرانسوی) به معنای «دوباره» تكرار نُتها و یا پا سازهایی معلوم و مشخص.
  • breit (آلمانی) به معنای «وسیع» به روشی فراگیر و سنجیده و دقیق اجرا كردن.
  • Brillante (ایتالیایی) به روشی نمایشی، مبالغه‌آمیز و تصنعی اجرا كردن.
  • brio con (ایتالیایی) به روشی پرشور و حرارت‌آمیز و هیجان‌آور اجرا كردن.
  • Brioso به شیوه‌ای پُرشور و هیجان‌آور اجرا كردن.
  • brusco (ایتالیایی) به شیوه‌ای تند و خشن اجرا كردن.
  • burlesco به روشی كمیك و شوخی‌آمیز اجرا كردن.
  • burles comonte (ایتالیایی) بذله‌گویانه اجرا كردن.
  • Calando (ایتالیایی) نرم‌تر و آهسته‌تر اجرا كردن.
  • Calcando (ایتالیایی) بر سرعت تمپو افزودن.
  • Calmando (ایتالیایی) به شیوه‌ای نرم و آرام اجرا كردن.
  • Calmato (ایتالیایی) به شیوه‌ای نرم و آرام اجرا كردن.
  • Calore (ایتالیایی) با گرمی و حرارت اجرا كردن.
  • Caloroso همانند Calore (ایتالیایی) با گرمی و حرارت اجرا كردن.
  • Cammiando (ایتالیایی) ادامه دادن.
  • Cantabile (ایتالیایی) به روشی ملودیك و آوازگونه اجرا كردن.
  • Capo da (ایتالیایی) به معنای «آغاز»، یك بخش و یا تمام كمپوزسیون را از آغاز تكرار كردن كه غالباً با نشانه اختصاری D.C مشخص می‌شود.
  • Capo, da (ایتالیایی) به معنای «از آغاز»،  از آغاز بخشی یا تمام كمپوزسیون را اجرا كردن كه غالباً با نشانه اختصاری D.C (یا d.c) مشخص می‌شود.
  • Capo, da al fine (ایتالیایی) از آغاز تا علامت Fine تكرار كردن.
  • Capo da al segno (ایتالیایی) از آغاز تا نشانه & تكرار كردن.به Capo da aria مراجعه شود.
  • Cadez (فرانسوی) با تمپوی آهسته اجرا كردن.
  • Celere (ایتالیایی) تند اجرا كردن.
  • Chevalet,au (فرانسوی) خم كردن سیمهای ویولن و یا دیگر سازهای زهی در نقطه‌ای بسیار نزدیك به خرك تا لحنی تو‌دَماغی، خشك و خشن پیدا كند.
  • Chiarmente (ایتالیایی) واضح، صریح و متمایز اجرا كردن.
  • Chiuso (ایتالیایی) به معنای «بسته» برای توقف نوازندگان بوق فرانسوی، بدین معنا كه نوازنده دست خود را به روی كاسه آن بگذارند تا نوایش را خفه كنند و یا دانگ آن را تغییر دهند و با دهان بسته با خوانندگان زمزمه كنند.
  • Comodo (ایتالیایی) راحت و آسوده اجرا كردن.
  • Commodo (ایتالیایی) راحت و آسوده اجرا كردن.
  • Crescendo (ایتالیایی) با صدایی بلند، رسا و افزاینده اجرا كردن كه غالباً با نشانه < مشخص می‌شود.
  • Cuivre (فرانسوی) در مورد نوازندگان بوق فرانسوی كه با لحنی غیرطبیعی، مصنوعی و پُرزرق و برق و بلند و گوش‌خراش بنوازند.

 


  • Deciso (ایتالیایی) با قدرت، محكم، جسورانه و قاطعانه اجرا كردن.
  • Decrescendo (ایتالیایی) بسیار و بسیار نرم و آهسته اجرا كردن كه غالباً با نشانه > مشخص می‌شود.
  • dehors,en (فرانسوی) با تأكید اجرا كردن به گونه‌ای كه یك نُت و یا یك پاساژ برجستگی پیدا كند.
  • delicato (ایتالیایی) به شیوه‌ای لطیف،ظریفانه، نرم، ملایم و موقرانه اجرا كردن.
  • derb (آلمانی) به روشی خشن، ناسوده، ناآرام، و پرتلاطم اجرا كردن.
  • destra (ایتالیایی) به معنای «راست»‌، نواختن یك نُت و یا یك پاساژ با دست راست.
  • Destra Colla (ایتالیایی) به‌گونه دسترا.
  • detache (فرانسوی) اجرای یك سری از نُتها كه اندكی از هم جدا باشند. در ویولن این‌گونه اجرا با ضربتی كوتاه و پُرقدرت از سوی آرشه و تغییر متناوب هر ضربت (به‌سوی بالا و پایین)
  • De'tache',grand ضربات پرقدرت طولانی از سوی آرشه و تغییر متناوب هر ضربت.
  • Deutlich (آلمانی) به وضوح و متمایز اجرا كردن.
  • diluendo (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم اجرا كردن به‌گونه‌ای كه انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
  • Diminuenente (ایتالیایی) كلمه دیگری برای Decrescendo كه غالباً با bim یا dimin مشخص می‌گردد.
  • disinvolto (ایتالیایی) به‌طور آزاد، آسان، راحت و خودجوشانه و خودانگیخته، طبیعی و ذاتی به اجرا درآمدن.
  • Dolce (ایتالیایی) نرم و دلپذیر اجرا كردن.
  • dolente (ایتالیایی) آهسته و غمگنانه اجرا كردن.
  • Doloroso (ایتالیایی) آهسته و غمگنانه اجرا كردن.
  • doucement (فرانسوی) دلپذیر و آوازگونه اجرا كردن.
  • Douloureux (فرانسوی) آهسته و غمگنانه اجرا كردن.
  • doux (فرانسوی) دلپذیر و آوازگونه اجرا كردن، نرم و ملایم اجرا كردن.
  • drammatico (ایتالیایی) پرشور، شورانگیز و با هیجان و یا اندكی با مبالغه اجرا كردن.
  • drangend (آلمانی) شتاب‌ز‌ده اجرا كردن، پیش تاختن و به آخر رساندن یك آهنگ.
  • droite (فرانسوی) به معنای «راست» اجرای یك نت یا یك پاساژ با دست راست.
  • duolo con (ایتالیایی) غمگنانه و غمبار اجرا كردن.
  • duramente (ایتالیایی) محكم و گستاخانه اجرا كردن.
  • duro,con durezza (ایتالیایی) محكم و گستاخانه اجرا كردن.
  • e'clalant (فرانسوی) ماهرانه، استادانه و بسیار تابناك و با درخشش و تحرك اجرا كردن.
  • egualmente (ایتالیایی) آرام، ملایم و یكدست اجرا كردن و با تكیه مساوی به روی هر نُت.
  • eilend (آلمانی) شتاب‌زده اجرا كردن.
  • eilig (آلمانی) شتاب‌زده اجرا كردن.
  • einfach (آلمانی) ساده، بدون تزیین و بی‌پیرایه اجرا كردن.
  • e'largissant (فرانسوی) آهسته و آهسته‌تر اما گسترده اجرا كردن.
  • elegante (ایتالیایی) بالطافت، ظریفانه و موقرانه اجرا كردن.
  • eleganza con (ایتالیایی) با احساس اجرا كردن.
  • emfindung mit (‌آلمانی) با احساس،‌ گویا و پُرمعنا اجرا كردن.
  • emphatisch (آلمانی) با تأكید و استواری اجرا كردن.
  • emphatique (فرانسوی) با تأكید و استواری اجرا كردن.
  • empresse' (فرانسوی) شتاب‌زده اجرا كردن و تا آخر تاختن.
  • e'mu (فرانسوی) با احساس، گویا و پرمعنا اجرا كردن.
  • enchainez (فرانسوی) ادامه دادن تا بخش آخر بدون مكث و یا توقف اجرا كردن.
  • encore (فرانسوی‌ـ انگلیسی) 1ـ تكرار كردن 2ـ قطعه‌ای اضافی (چه قبلاً تكرار شده باشد و چه قطعه‌ای كاملاً جدید باشد) در پاسخ به تمجید و هلهله شنوندگان 3ـ درخواست برای اجرای چنین قطعه‌ای.
  • en dohors (فرانسوی) اجرا با تأكید به گونه‌ای كه یك نُت یا یك پاساژ از دیگر نُتها و یا پاساژها بارزتر گردد.
  • energico (ایتالیایی) با قدرت و شیوه‌ای قاطع اجرا كردن.
  • energisch (آلمانی) به استواری و مصرانه اجرا كردن.
  • Entschieden (آلمانی) به شیوه‌ای مصمم و قاطع اجرا كردن.
  • engriffen (آلمانی) به شیوه‌ای گویا، پرمعنا و با احساس اجرا كردن و آهسته اجرا كردن erloschend به‌گونه‌ای كه موسیقی دارد به انتها می‌رسد.
  • etmattend (آلمانی) بسیار بسیار نرم و آرام اجرا كردن به‌گونه‌ای كه موسیقی رفته‌رفته ضعیف‌تر گردد.
  • ernst (آلمانی) به روشی متین، سنجیده، حساب‌شده و جدی اجرا كردن.
  • ernshaft (آلمانی) چون ernst
  • ersterbend (آلمانی) بیشتر و بیشتر نرم و آهسته اجرا كردن به‌گونه‌ای كه موسیقی دارد محو می‌گردد.
  • expression con (ایتالیایی) با شیوه‌ای گویا، قاطع و با احساس اجرا كردن.
  • expressivo (ایتالیایی) با شیوه‌ای احساسی، گویا و قاطع اجرا كردن.
  • estinto (ایتالیایی) تا حد امكان نرم اجرا كردن‌.
  • eteint (ایتالیایی) تا حد امكان نرم اجرا كردن.
  • e'touffez (فرانسوی) اجرای بوقهای فرانسوی، ویولنها هارپها، سیمبالها، طبلها و دیگر سازها به هنگامی كه یك نُت ویژه و یا گروهی از نُتها می‌باید حالت خفقان به خود گیرند و یا متوقف شوند و یا سكوت اختیار‌ كنند (بی‌درنگ پس از آنكه به صدا درمی‌آیند)
  • etwas (آلمانی) تا اندازه‌ای سرزنده اجرا كردن.
  • facile (ایتالیایی) به شیوه‌ای آسوده، ملایم، روان سلیس و فصیح اجرا كردن.
  • faiblement (فرانسوی) نرم، ملایم، خفیف و یا ضعیف اجرا كردن.
  • Fastoso (ایتالیایی) به‌شیوه‌ای موقر، متین و سنگین اجرا كردن.
  • feierlich (آلمانی) موقر، متین، سنگین و رسمی اجرا كردن.
  • Fermante (ایتالیایی) محكم و مصمم اجرا كردن.
  • Fern (آلمانی) به معنای «دور» نرم اجرا كردن و یا خواندن كه انگار كه صدا از دور به گوش می‌آید.
  • Feroce (ایتالیایی) با حرارت و جوش و خروش و شور و هیجان اجرا كردن.
  • Festoso (ایتالیایی) به‌‌شیوه‌ای شاد، سرزنده و مسرور اجرا كردن.
  • Feurig (آلمانی) به روشی آتشین، پُرحرارت، برافروخته و پُرشور اجرا كردن.
  • Fiero (ایتالیایی) گستاخانه و نیرومند، جسورانه، متهورانه و پُرشور اجرا كردن.
  • Fin al segno (ایتالیایی) به معنای «تانشانه» نوعی رهبری كه اجرا‌كننده باید تا نشانه از آغاز تكرار كند.
  • Flebile (ایتالیایی) به شیوه‌ای محزون، حزن‌انگیز و غم‌زده اجرا كردن.
  • Fliessend (آلمانی) آرام، نرم، لطیف، روان و سلیس اجرا كردن.
  • Flott (آلمانی) سریع و باشتاب و بی‌تردید و بی‌درنگ اجرا كردن.
  • Fluchtig (آلمانی) به شیوه‌ای ملایم، آرام و ماهرانه و زیركانه اجرا كردن.
  • Flussig (آلمانی) آرام، نرم، لطیف، روان و سلیس اجرا كردن.
  • Forza,con (ایتالیایی) با حرارت و شور و تأكید اجرا كردن.
  • Forzando (ایتالیایی) با تأكیدی نیرومند و محكم اجرا كردن كه غالباً با نشانهfz مشخص می‌شود.
  • Forzato (ایتالیایی) چون ferzando
  • Frei (آلمانی) آزاد و بی‌لجام و نامحدود اجرا كردن.
  • Frettoloso (ایتالیایی) تند و باشتاب اجرا كردن.
  • Freudig (آلمانی) به شیوه‌ای شاد و خوشدلانه اجرا كردن.
  • Frolich (آلمانی) شاد و مسرور اجرا كردن.
  • Frosch am (آلمانی) نواختن با بخشی از آرشه.
  • Full organ (انگلیسی) در صُحبت از ارگ، با قدرت تمام نواختن.
  • Funerale (ایتالیایی) سنگین، موقرانه و متین و اندوه‌بار نواختن.
  • Funebre (فرانسوی) سنگین، موقرانه و متین و اندوه‌بار نواختن.
  • Fuoco,con (ایتالیایی) تابناك، نمایشی و متظاهرانه اجرا كردن.
  • Furioso (ایتالیایی) هیجان‌زده، لجام‌گسیخته، پرشور، پُرتب و تاب و بی‌قرار اجرا كردن.

 


  • garbato (ایتالیایی) با لطافت و ملاحت و موزون و ظریفانه اجرا كردن.
  • garbo, con (ایتالیایی) همانند garbato
  • gauche (فرانسوی) به معنای «چپ» نُت یا پاساژی را با دست چپ نواختن.
  • gebunden (آلمانی) نواختن یك سری نُتها به شیوه‌ای پیوسته و مربوط به هم. به‌گونه لگاتو یا متصل به یكدیگر.
  • Gedampft (آلمانی) صدای خفه و آرامی از سوی سازهای بادی چون بوق فرانسوی پدید آوردن با سوردین یا خفه‌كن.
  • Gedehnt (آلمانی) از هر نتی صدای آهسته و متینی به‌وجود آوردن.
  • gefuhlvoll (آلمانی) گویا و بامعنا و احساسی اجرا كردن.
  • gefuhlmit (آلمانی) همانند gefuhl,voll
  • gehalten (آلمانی) كاملاً محفوظ نگه‌داشتن ارزش هر نُت‌.
  • Gehend (آلمانی) تقریباً با تمپوی ملایم و آرامی ارائه دادن.
  • gelassen (آلمانی) آرام و آسوده اجرا كردن.
  • Gemachlich (آلمانی) با تمپوی آرام و مطمئن و آسوده اجرا كردن، نه زیاد تند و نه زیاد آهسته.
  • gemassigt (آلمانی) با تمپوی معتدل اجرا كردن.
  • gemessen (آلمانی) با تمپوی معتدل اجرا كردن.
  • gemutlich (آلمانی) با تمپوی راحت و آسوده اجرا كردن، نه زیاد تند و نه زیاد آهسته.
  • Gesangvoll (آلمانی) به شیوه‌ای دلپذیر و آوازی خوش اجرا كردن.
  • Geschwind (آلمانی) با تمپوی سریع اجرا كردن.
  • gesteigert (آلمانی) رفته‌رفته در اجرا شدت بخشیدن.
  • gestotpft (آلمانی) در بوق فرانسوی نتهای كلیدی را در كار گرفتن.
  • getragen (آلمانی) آهسته و مداوم و پایدار اجرا كردن.
  • giocoso (ایتالیایی) شاد و بانشاط اجرا كردن.
  • gioioso (ایتالیایی) به روشی شاد و سرورآمیز اجرا كردن.
  • Giusto (ایتالیایی) به معنای «صحیح» كه نوازنده باید با تمپویی موكد كه درخور و شایسته موسیقی باشد، بنوازد.
  • gleichmassig (آلمانی) به روشی یكدست، یكسان، هم‌تراز و ثابت اجرا كردن.
  • gradevole (ایتالیایی) به روشی آسوده، ملایم؛ دلپذیر و مطبوع اجرا كردن.
  • grandioso (ایتالیایی) به روشی موقرانه و متین و سنگین اجرا كردن.
  • grave (ایتالیایی) آهسته، موقر و متین اجرا كردن.
  • grazioso (ایتالیایی) دلپذیر، مطبوع و موزون اجرا كردن
  • Griffbrett,am (آلمانی) خم شدن به روی دسته ویولن و یا دیگر سازهای زهی تا لحنی سبك و ناب و هارمونیك به دست آید.
  • Hftig (آلمانی) به روشی پُرجوش و خروش، باحرارت، بی‌‌تابانه اجرا كردن.
  • Heiter (آلمانی) به شیوه‌ای شاد و فرح‌بخش و زنده اجرا كردن.
  • hell (آلمانی) به وضوح، تابناك و درخشان اجرا كردن.
  • hervotretend (آلمانی) به روشی برجسته و بارز اجرا كردن در موسیقی‌، اشارتی مبنی بر اینكه یك صدای ویژه و یا بخشی از آن می‌باید برجسته و بارز خودنمایی كند.
  • Hurtig (آلمانی) با ضربی تند و سریع و تا انتها شتاب‌زده اجرا كردن.
  • incalzando (ایتالیایی) با حرارت و سرعتی افزاینده اجرا كردن.
  • inciso (ایتالیایی) برجسته، محسوس، چشمگیر و موكد اجرا كردن.
  • indeciso (ایتالیایی) با تردید، تأمل، درنگ، مردد و محتاطانه اجرا كردن.
  • innig (آلمانی) صمیمانه، مشتاقانه و با احساسی عمیق اجرا كردن.
  • inquieto (ایتالیایی) بی‌قرار، آشفته و سراسیمه اجرا كردن.
  • irresoluto (ایتالیایی) با تردید و با دودلی اجرا كردن.
  • jete (فرانسوی) به معنای «كشیده شده» كشیدن آرشه به روی سیم جوری كه چند بار به بالا پرش كند.

 


  • Klagend (آلمانی) به روشی غم‌آور، محزون و شكوه‌آمیز اجرا كردن.
  • Klar (آلمانی) به شیوه‌ای شفاف، صریح و درخشان اجرا كردن.
  • Kraftig (آلمانی) به روشی محكم، استوار و پرقدرت و نیرومند اجرا كردن.
  • Lamentoso (ایتالیایی) غم‌آور و حزن‌انگیز اجرا كردن.
  • Lancio,con (ایتالیایی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Largamente (ایتالیایی) آزاد، گسترده، سنگین، موقرانه اجرا كردن، اما بدون تغییر در تمپو.
  • Lebendig (آلمانی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Legato (ایتالیایی) نرم اجرا كردن اما بی‌هیچ وقفه‌ای میان نتها.
  • Legerement (فرانسوی) سبك، آرام، ملایم و باظرافت اجرا كردن.
  • Leggero (ایتالیایی) سبك، آرام، ملایم و با‌ظرافت اجرا كردن كه گاه با نشانه اختصاری Legg مشخص می‌شود.
  • Col ، Legno (ایتالیایی) به معنای «با چوب» پراندن چوب آرشه ویولن به روی سیمها به جای موهای آرشه.
  • Leicht (آلمانی) نرم، سبك و با‌ظرافت اجرا كردن.
  • Leidenschaftich (آلمانی) با حرارت و سوز و گداز، بی‌قرار، گویا، پرمعنا اجرا كردن.
  • Lentement (فرانسوی) با تمپوی آهسته اجرا كردن.
  • Lento (ایتالیایی) با تمپویی آهسته اجرا كردن.
  • licenza, con alcuna (ایتالیایی) اجرایی دال بر اینكه اجرا‌كننده احتمالاً در تفسیر پاساژی می‌تواند آزادی عمل داشته باشد.
  • Iieto (ایتالیایی) شاد و سرورآمیز اجرا كردن.
  • Iievo (ایتالیایی) سبك، آسان، نرم و آرام اجرا كردن.
  • Linke Hand (آلمانی) به معنای «دست چپ» در سازهای مضرابی نُت یا پاساژی را با دست چپ نواختن.
  • Iiscio (ایتالیایی) نرم و روان اجرا كردن.
  • Ioco (ایتالیایی) به معنای «مرتبه و مكان»نواختن با Pitch یا دانگ طبیعی نُتهای مكتوب، پس از پاساژی كه نشانه Ottava یا Bva را به خود می‌گیرد مبنی بر اینكه موسیقی باید یك اكتاو بالاتر و یا پایین‌تر از آنچه كه نوشته شده است، اجرا شود.
  • Lontano (ایتالیایی) نرم و آهسته اجرا كردن كه انگار از دور به گوش می‌آید.
  • Loure' (فرانسوی) نواختن یك سری از نُتها تا ویولن و دیگر سازهای زهی با آرشه كه اندكی جدا از سیمها باشد، اما بی‌آنكه جهت آرشه تغییر كند و با تركیب یك خط اتحاد و یا خطوطی در زیر و روی نتها تا صدایی كاملاً مجزا از یكدیگر پدید آید.
  • Lunga (ایتالیایی) به معنای «بلند» نشانه‌ای در زیر و یا روی نُت پاساژی مبنی بر اینكه مكث باید زیاد‌تر از حد معمول باشد.
  • Lunga pause (ایتالیایی) همانند Lunga
  • Lusingando (ایتالیایی) به روشی ترغیب‌كننده، متقاعدكننده و نوازشگر اجرا كردن.
  • Lustig (آلمانی) شاد و سرورانگیز اجرا كردن.
  • Luttuoso (ایتالیایی) غم‌آور و حزن‌آور اجرا كردن.

 


  • Maestoso (ایتالیایی) سنگین، متین، موقر اجرا كردن.
  • Malinconico (ایتالیایی) محزون، شكوه‌آمیز و غم‌آور اجرا كردن.
  • Mancando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته و ملایم اجرا كردن كه انگار موسیقی می‌خواهد محو گردد.
  • Mano (ایتالیایی) به معنای «دست» كه در مورد موسیقی مضرابی در كار گرفته می‌شود، و اصطلاحات mano destra «دست راست» وMano Sinistra «دست چپ» Mano
  • quattro mani «برای هر دو دست» از آن جمله‌اند. و نشانه اختصاری آن "M" است.
  • Marcato (ایتالیایی) با تأكید و تكیه‌ای عمیق و بالاتر از نُت اجرا كردن.
  • Marcando (ایتالیایی) با تأكید و تكیه‌ای عمیق و بالاتر از نُت اجرا كردن كه با نشانه اختصاری Marc مشخص می‌شود.
  • Marcia, alla (ایتالیایی) قطعه یا بخشی را مارش‌گونه اجرا كردن.
  • Markiert (آلمانی) یا تأكید و ‌تكیه‌ای عمیق اجرا كردن.
  • Marque (فرانسوی) با تأكید و تكیه‌ای عمیق اجرا كردن.
  • Meno Mosso (ایتالیایی) اندكی آهسته‌تر و آرام‌تر اجرا كردن.
  • Messa divoce (ایتالیایی) در مورد خواننده‌ای كه رفته‌رفته صدایش را افزایش دهد و یا رفته‌رفته كاهش دهد بدین‌‌گونه كه بر حجم نُت مربوط به خود بیفزاید یا بكاهد. چنین كاری كه مستلزم نَفَس است؛ معمولاًُ توسط شعرخوانان قرن هجدهم انجام می‌گرفته است. اما امروزه اساساً به‌عنوان یك تمرین در ممارست به كار گرفته می‌شود.
  • Mesto, Mestoso (ایتالیایی) غم‌آور و حزن‌انگیز اجرا كردن.
  • Mezza voce (ایتالیایی) به معنای «نیم صدا» در خوانندگی كمتر از حجم معمول اجرا كردن، بدین معنا كه نسبتاً آهسته و آرام خوانده ‌شود.
  • Mezza forte (ایتالیایی) خواندن و یا نواختن كه نسبتاً بلند باشد. نشانه اختصاری آن با (Mf) مشخص می‌شود.
  • Mezza Plano (ایتالیایی) خواندن و یا نواختن كه نسبتاً آهسته و آرام باشد. نشانه اختصاری آن با (MP) مشخص می‌گردد.
  • Mezza legato (ایتالیایی) نرم و روان اجرا كردن اما سبك‌تر از Full legato.
  • Militare, alla (ایتالیایی) به روش مارش اجرا كردن مارش‌‌گونه اجرا كردن، جنگجویانه اجرا كردن.
  • Misterioso (ایتالیایی) آهسته و به شیوه‌ای اسرارآمیز اجرا كردن.
  • Misura, alle (ایتالیایی) صریح و روشن، دقیق و جدی اجرا كردن.
  • Misura, senza (ایتالیایی) موزون و متریك نواختن، آزادانه موزون نواختن، بدون توجه به ارزشهای نُت و یا تأكید منظم و معین و با قاعده‌.
  • Moderato (ایتالیایی) با تمپویی معتدل، آرام، ملایم و میانه‌رو اجرا كردن.
  • Morbido (ایتالیایی) به شیوه‌ای ملایم، آرام، لطیف و‌ آهسته و با ظرافت اجرا كردن.
  • Morend (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم و آهسته اجرا كردن به‌گونه‌ای كه موسیقی انگار دارد محو می‌شود.
  • Mormorando (ایتالیایی) با لحنی آرام، آهسته و زمزمه‌وار اجرا كردن.
  • Mormoroso (ایتالیایی) با لحنی آرام، آهسته و زمزمه‌وار اجرا كردن.
  • Mosso (ایتالیایی) كاملاً تند و هیجان‌زده و آشفته و سراسیمه اجرا كردن.
  • Moto, con (ایتالیایی) به معنای «حركت» شتابانه نواختن، باشتاب بیشتر نواختن با نشانه دیگری از تمپو به معنای «اندكی تندتر از» مثلاً از آندانته.
  • Movimento (ایتالیایی) به معنای «سرعت» اصطلاحی كه در Io stesso Movimento به معنای «با همان تمپو» و یا doppio movimento به معنای «با سرعتی دوبرابر» مورد استفاده قرار می‌گیرد.
  • Munter (آلمانی) شاد، و سرزنده اجرا كردن.
  • Muta (ایتالیایی) به معنای «تغییر» در اجرای سازهای بادی، نوازندگان ادوات خود را تغییر می‌دهند، بدین معنا كه نوازندة اُبوا ساز خود را به بوق انگلیسی می‌دهد، از فلوت به پیكولو، از كلارینت سی بمل به كلارینت.
  • nachdrucklich (آلمانی) با تأكید و نیرومند اجرا كردن.
  • nachlassend (آلمانی) بیشتر و بیشتر آرام و آهسته اجرا كردن.
  • netto (ایتالیایی) كارا، موثر، دقیق و ماهرانه اجرا كردن.
  • nettamento (ایتالیایی) كارا، موثر، دقیق و ماهرانه اجرا كردن.
  • noch einmal (آلمانی) به معنای «بازگشت» یك بار دیگر تكرار كردن.
  • nuovo (ایتالیایی) به معنای «دوباره» تكرار كردن.
  • Ondeggiando (ایتالیایی) به معنای «لرزاندن» به نوازنده ویولن فهماندن كه باید آرشه خود را به سمت و بالا و پایین بلرزاند و به حركت درآورد این عمل اندكی در شدت و قوت یك دانگ تغییری پدید می‌آورد.
  • ongarese,all (ایتالیایی) به سبك مجارستانی اجرا كردن به‌ویژه به سبك موسیقی كولی‌وار مجارستانی.

 


  • Patelico (ایتالیایی) در اجرا احساس فراوانی نشان دادن.
  • Pathetique (فرانسوی) بروز احساس عمیق از سوی اجرا‌كننده. (نوازنده)
  • Pavillones en I'air (فرانسوی) در این رهبری، نوازنده یك ساز برنجین با یك زنگ بر حجم آن خواهد افزود.
  • Perdendosi (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم و‌آهسته اجرا كردن به‌گونه‌ای كه انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
  • pesante (ایتالیایی) سنگین، با اُبهت، چشمگیر و محكم اجرا كردن.
  • piacevole (ایتالیایی) نرم، دلپذیر و مطبوع اجرا كردن.
  • Piangendo (ایتالیایی) غم‌آور و سوگوارانه اجرا كردن.
  • Planissimo (ایتالیایی) بسیار نرم و آهسته اجرا كردن كه گاه با نشانه اختصاری Pn و PPn مشخص می‌شود.
  • Piano- Forte (ایتالیایی) ابتدا نرم و آهسته و بعد بلند اجرا كردن كه غالباً با نشانه PF مشخص می‌گردد.
  • Pique' (فرانسوی) با نتهای كوتاه و جدا از هم اجرا كردن بی‌آنكه آرشه تغییر جهت دهد. در نتیجه تركیب خط اتحاد (Slur) و استاكاتو Staccato (نتهای بریده‌بریده و جدا از هم) بسیار به Loure' شباهت پیدا می‌كنند.
  • Piu (ایتالیایی) به معنای «بیشتر» Piu lento (ایتالیایی) به معنای آهسته‌تر.
  • Piu marcato (ایتالیایی) به معنای با تأكیدی بیشتر.
  • Piu Mosso (ایتالیایی) به معنای تندتر.
  • Piu moto (ایتالیایی) به معنای تندتر سریع‌تر.
  • Piu ttosto (ایتالیایی) به معنای نسبتاً و تا اندازه‌ای همانند Piu ttosto allegro
  • Piu presto (ایتالیایی) با سریع‌ترین تمپو.
  • Placido (ایتالیایی) نرم و آرام اجرا كردن، با آرامش اجرا كردن.
  • Piano Poi (ایتالیایی) به معنای «بعد، پس از» این اصطلاح در (ابتدا نرم و آهسته و بعد بلند) و یا Poi la coda (پس از این بخش كدا Coda اجرا كنید.
  • Pomposo (ایتالیایی) به روشی سنگین، موقر و متین اجرا كردن.
  • Portato (ایتالیایی) اجرا كردن گروهی از نُتها میان لگاتو Legato (نرم و‌آهسته) و استاكاتو Stacato (جدا از هم) كه معمولاً با خط اتحاد Slur مشخص می‌شوند چون چهار تا دولا چنگ
  • Precipitando (ایتالیایی) با شتاب، بی‌پروا و تند و شدید اجرا كردن.
  • Pressando (ایتالیایی) با سرعتی فزاینده اجرا كردن.
  • Pressante (ایتالیایی) با سرعتی فزاینده اجرا كردن.
  • Presto assai (ایتالیایی) با تندترین حد امكان اجرا كردن.
  • Prima volta (ایتالیایی) به معنای «نخستین» در قطعه‌ای كه دو انتهای مختلف دارد، نخستین انتها می‌باید تكرار گردد.
  • Punta (ایتالیایی) به معنای «ئوك، ‌سر» در نواختن ویولن و ویولونسل نوك و یا سر آرشه را در كار گرفتن.
  • raddocendo (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم، آهسته اجرا كردن.
  • raddolcente (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم، آهسته اجرا كردن.
  • raddolcito (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر نرم، آهسته اجرا كردن.
  • rallentando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته اجرا كردن، همانند retardando, retard كه غالباً با علامت اختصاری rall مشخص می‌گردد.
  • regore,con (ایتالیایی) جدی و دقیق اجرا كردن به‌ویژه در ارتباط با زمان.
  • regore di Tempo (ایتالیایی) جدی و دقیق اجرا كردن به‌ویژه در ارتباط با زمان.
  • rilasciando (ایتالیایی) بسیار آهسته اجرا كردن.
  • rinforzando (ایتالیایی) همانند Sforzando كه غالباً با rfz و rf مشخص می‌گردد. در موسیقی اولیه و غالباً امروزی اجرایی ناگهانی با حجمی فزاینده برای یك نت و یا یك پاساژ.
  • risoluto (ایتالیایی) محكم و نیرومند اجرا كردن.
  • ritardando (ایتالیایی) به معنای «كند كردن» رفته‌رفته آهسته كردن كه غالباً با rit مشخص می‌گردد.
  • ritenuto (ایتالیایی) به معنای «جلوگیر شدن» تا اندازه‌ای آهسته‌تر، اما بی‌درنگ نه رفته‌رفته كه گاه با علامت اختصاری riten مشخص می‌شود.
  • ritmico (ایتالیایی) دقیقاً به موقع اجرا كردن.
  • rubato (ایتالیایی) به معنای «ربوده شده» تا اندازه‌ای با تمپویی و یا ریتمی آزاد اجرا كردن.  روباتو غالباً مدت اجرای نتی را تغییر می‌دهد كه گاه اندكی تندتر و یا اندكی آهسته‌تر می‌شود.

 

 


 

  • Sanft (آلمانی) ملایم و نرم اجرا كردن.
  • Sautille (فرانسوی) در ویولن ویولونسل آرشه را با ضرباتی تند و كوتاه به روی سیمها وارد آوردن به گونه‌ای كه از روی آنها جهش كند (در وسط و بخش فوقانی آرشه).
  • Schalkhaft (آلمانی) شاد و بانشاط و سرحال اجرا كردن.
  • scherzando (ایتالیایی) شاد و سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Schleppend (آلمانی) سنگین و كُند اجرا كردن.
  • Schmetternd (آلمانی) در مورد بوق نوایی خشن و گوش‌خراش پدید آوردن (با ازدیاد فشار هوا در آن)
  • Schnell (آلمانی) با تمپویی كند اجرا كردن.
  • Schneller (آلمانی) تندتر اجرا كردن.
  • Schwach (آلمانی) نرم اجرا كردن.
  • Schwindend (آلمانی) بیشتر و بیشتر نرم و آهسته اجرا كردن به‌گونه‌ای كه انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
  • Sciolto (ایتالیایی) سبك، فرز و چالاك اجرا كردن.
  • Scorrevole (ایتالیایی) نرم و روان اجرا كردن.
  • Sec (فرانسوی) به معنای «خشك» نت و یا پاساژی را خشك و سرد نواختن به گونه‌ای كه به نتها یورش بیاورند و بعد بدون تأخیر رهایشان كنند.
  • Secco Sec (ایتالیایی) به معنای «خشك» همانند
  • Segue (ایتالیایی) نوازنده بخش دوم موسیقی را بدون مكث و یا قطع اجرا كند. یا اجراكننده بخش ویژه‌ای از موسیقی را با آكوردهای شكسته و تك‌تك بنوازد.
  • Sehr (آلمانی) به معنای «بسیار» در عباراتی چون Sehr Schnell (بسیار تند) یا Langsam (بسیار آهسته) Sehr
  • semplice (ایتالیایی) ساده، آسان و روشن اجرا كردن.
  • Sentito (ایتالیایی) گویا، بامعنا و با احساس اجرا كردن.
  • Simile (ایتالیایی) به معنای «یكسان و همانند» به همان نحو و روش پیشین اجرا كردن، با اكوردهای شكسته نتها را نواختن و یا ادامه دادن كه با علامت اختصاری Sim مشخص می‌گردد.
  • Sinistra (ایتالیایی) به معنای «چپ» نواختن یك نُت یا پاساژ با دست چپ.
  • Slentando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته اجرا كردن.
  • Slancio,con (ایتالیایی) به معنای «بیشتر»
  • Smorzando (ایتالیایی) بیشتر و بیشتر آهسته نواختنی كه انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
  • Soave (ایتالیایی) نرم و ‌آرام اجرا كردن .
  • Sordino (ایتالیایی) به معنای «گنگ و خفه» جوری كه نوازنده سازهای زهی و بادی از ادوات خود نوای گنگ و خفه‌ای ارائه كند.
  • Sospirando (ایتالیایی) محزون و غمزده اجرا كردن.
  • Sostenuto (ایتالیایی) به معنای «مداوم و بی‌وقفه» تداوم بخشیدن به هر نتی تا ارزش واقعی خود را عرضه كند كه معمولاً باید با تمپویی آهسته‌تر اجرا گردد.
  • Sotto(ایتالیایی) به معنای «زیر» اشارتی از سوی رهبر به نوازنده كه یك دستش را در زیر دست دیگر بگذارد (دستهای متقاطع) در اجرای یك پاساژ. از این رو Mano sinistra Sotto به معنای گذاشتن دست چپ در زیر دست راست و mano destra sotto و به معنای گذاشتن دست راست در زیر دست چپ.
  • Sotto voce (ایتالیایی) آهسته و ملایم اجرا كردن. با لحن و ته‌صدایی ملایم و نرم اجرا كردن.
  • Sourdine (فرانسوی) به معنای «خفه» اشارتی از سوی رهبر كه نوازنده ساز زهی یا بادی نوایی خفه از ساز خود بروز دهد.
  • Sans les sourdines اشارتی از سوی رهبر به نوازنده سازهای زهی و بادی كه از خفه كردن سازهای خود دست بردارند.
  • Spasschaft (آلمانی) سرزنده و شوخ اجرا كردن.
  • spiccato (ایتالیایی) اشارتی از سوی رهبر به نوازندگان ویولن و دیگر سازهای زهی آرشه‌ای كه سبك و با سرعتی معتدل بنوازند (میان خرك و وسط آرشه).
  • spinato (ایتالیایی) نرم و یكدست اجرا كردن.
  • Spiritoso (ایتالیایی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Staccato (ایتالیایی) اجرای تند اما نرم و جدا از نتهای پیش و پس یك قطعه موسیقی.
  • Stark (آلمانی) به معنای «نیرومند» با صدای بلند و نیرومند و موكد اجرا كردن.
  • Starker (آلمانی) به معنای «قوی‌تر» بلندتر و نیرومندتر اجرا كردن.
  • Stossa (ایتالیایی) به معنای «یكسان» نوازنده باید همانند قبل بنوازد و به نواختن ادامه بدهد.
  • Strascinando (ایتالیایی) به معنای «كشیدن» اشارتی از سوی رهبر به نوازنده تا آرشه خود را جوری به روی سیمها بكشد كه نُتها یكی پس از دیگری بدون وقفه نواخته شوند.
  • Stringendo (ایتالیایی) تندتر اجرا كردن كه معمولاً در آخر موومان یا یك بخش از موسیقی عرضه می‌گردد به هنگامی كه پیش‌بینی می‌شود اوج یا تغییری جدید در تمپویی تندتر باید پدید آید.
  • Striciando (ایتالیایی) آرام نتی را به نت دیگر انتقال دادن یا راهنمایی كردن.
  • Sturmisch (آلمانی) به روشی توفانی، تند و با حرارت اجرا كردن.
  • Subito (ایتالیایی) به معنای «فوراً، بی‌درنگ» چون Forte subito (ناگهان بلند)
  • Suivez (فرانسوی) به معنای «ادامه دادن، بخش دوم را بدون مكث ادامه دادن.
  • Talon,au (فرانسوی) با ته آرشه نواختن (نزدیك‌ترین قسمت دسته ویولن به خرك)
  • Tanto (ایتالیایی) به معنای «تا آنجا كه» چون adagio ma nontanto آهسته اما زیاد آهسته) تا آنجا كه امكان دارد.
  • Tardo (ایتالیایی) با تمپویی آهسته نواختن.
  • Tardomente (ایتالیایی) (در مورد ویولن و ویولا) روی دسته نواختن تا صدایی سبك چون فلوت پدید آورد.
  • Tastiera, sulla (ایتالیایی) با ظرافت و نرم و لطیف اجرا كردن.
  • Teneramente (ایتالیایی) به معنای «نگه داشتن» اشارتی از سوی رهبر تا اجراكننده بر یك نُت و یا اكورد توقف كند تا ارزش آن را بیشتر معلوم بدارد.
  • Tenuto (ایتالیایی) با صدای بسیار بلند و با حرارت و تندروار اجرا كردن.
  • Tonante (ایتالیایی) تند و شتابانه اجرا كردن.
  • Tosto (فرانسوی) در مورد ویولن و ویولا، روی دسته نواختن تا صدایی سبك چون فلوت پدید آورد.
  • Touch surla (ایتالیایی) آرام و آهسته اجرا كردن Tranquillo
  • Trascinando (ایتالیایی) رفته‌رفته آهسته و یا سنگین اجرا كردن.
  • Trattenuto (ایتالیایی) تا اندازه‌ای آهسته كردن و یا جلوی شتاب را گرفتن.
  • Traumerisch (آلمانی) رویاوار اجرا كردن.
  • Treibend (آلمانی) با شتاب اجرا كردن به گونه‌ای كه انگار به جلو رانده شود.
  • Triste (فرانسوی) غمگنانه، و سوگوارانه اجرا كردن.
  • Turca,alla (ایتالیایی) به سبك تركی اجرا كردن به شیوه موسیقی قرن 18 تركیه اجرا كردن به سبك دسته موسیقی نظامی نواختن.
  • Unrubig (آلمانی) بی‌قرار، آشفته و سراسیمه اجرا كردن.
  • Vaghezza,con (ایتالیایی) ملایم، آسوده و مطبوع اجرا كردن.
  • Velato (ایتالیایی) معمولاً در خواندن به روشی پیچیده و نامفهوم، مبهم اجرا كردن.
  • Vellutato (ایتالیایی) به روشی بسیار نرم و آرام و راحت اجرا كردن.
  • Veloce (ایتالیایی) با تمپویی تند اجرا كردن.
  • Verschwindend (آلمانی) بیشتر و بیشتر نرم و آهسته اجرا كردن به گونه‌ای كه انگار موسیقی دارد محو می‌شود.
  • Vezzoso (ایتالیایی) نرم و دلپذیر اجرا كردن.
  • Vif (فرانسوی) سرزنده اجرا كردن.
  • Vivace (ایتالیایی) سرزنده و با روح اجرا كردن كه تقریباً با ضربی تندتر از الگرو اما نه سریع چون پرستو prosto عرضه گردد. با این همه غالباً با الگرو مورد استفاده قرار می‌گیرد، همانند Allegrovivace كه به معنای تند و سرزنده است.
  • Vivement (فرانسوی) سرزنده و با روح Vivo اجرا كردن. (ایتالیایی) سرزنده و با روح اجرا كردن.
  • Volta (ایتالیایی) به معنای «زمان»
  • Prima volta زمان نخست
  • Seconda volta زمان دوم كه بر هر دو نشانه می‌گذارند تا بخشی از موسیقی باید تكرار گردد.
  • Volti Subito (ایتالیایی) زود برگرداندن صفحه پارتیتور.
  • Vom,von (آلمانی) آغازی برای رهبری چون Vom Anfang به معنای تكرار كمپوزسیون و یا بخشی از آن از ابتدا.
  • Vuota (ایتالیایی) به معنای «خالی» اصطلاحی در رهبری چون Corda vuota (سیم‌خالی) (در مورد ویولن، و ویولا و غیره) و Misura vuo (میزان تهی) (میزانی كه در آن تمام نوازندگان خاموش شوند.

 


 

  • Wuchtig (آلمانی) سنگین و با تأكیدی فراوان اجرا كردن.
  • Wurdig (آلمانی) به روشی سنگین، متین و موقر و تأكیدی مصرانه اجرا كردن.
  • Con zelo Zeloso (ایتالیایی) با انرژی و آتشین اجرا كردن همچون
  • Ziemlich (آلمانی) به معنای «كاملاً» چون Ziemlich schnell (كاملاً تند)
  • Zingara, alla (ایتالیایی) به شیوه موسیقی كولیان اجرا كردن.
  • Zogernd (آلمانی) با تردید اجرا كردن، جلوی تمپو را گرفتن، متوقف كردن ضرب
  • Zoppa, alla (ایتالیایی) با ریتمی سنكوپ پیدا كرده اجرا كردن.
  • Zurukhaltend (آلمانی) به معنای «جلوگیر» تا اندازه‌ای آهسته و آرام اجرا كردن.

 


 

  • ارتفاع :ارتفاع یک صوت با بسامد یا فرکانس آن مشخص گردیده و بطور کلی محدوده ای است که پایین ترین و بالاترین درجه صوت در آن مشخص می گردد.
  • اسکالاپد (به انگلیسی: scalloped) اصطلاحی است که در مورد سازهای زهی بکار برده می‌شود. برخلاف سازهای معمولی که در آن فاصله بین پرده‌ها کاملا صاف هستند سازهای اسکالاپد پرده‌بندی فرو رفته (U شکل) دارند. استفاده از این‌گونه سازها به تبحر کافی شخص در نوازندگی احتیاج دارد، برای این‌که صدای نابهنجاری از ساز ایجاد نشود نوازنده باید انگشتانش را به نرمی روی سیم‌ها فشار دهد در نتیجه کیفیت اجرای تکنیک‌های بندینگ، ویبراتو و قدرت مانور نوازنده در اجرای قطعات سرعتی افزایش می‌یابد در عوض آکوردگیری بسیار مشکل‌تر خواهد شد.
  • اکتاو : گستره صوتی شامل هشت نت که در آن نت هشتم همان تکرار نت اول است.اُکتاو (به انگلیسی: Octave) گاه به اختصار به صورت 8ve و P8 نیز نوشته می‌شود در زبان لاتین یعنی عدد هشت. اکتاو در موسیقی نشان دهنده ۷ نُت پایه‌ای موسیقی: Do, Re, Mi, Fa, Sol, La, Si و نت هشتم که تکرار نت Do اول با فاصله ۷ نت است می‌باشد. هر ساز دارای دامنه خاصی از لحاظ تکرار این نت‌ها می‌باشد و دامنه سازها را اغلب با شمارش مجموع این هشت نت که برابر با یک اکتاو می‌باشد می‌سنجند. بدیهی‌ست که سازهای مختلف دارای تعداد اکتاوهای مختلف می‌باشند.در واقع بازه­ی اصوات موسیقی به زیربازه­هایی به نام اکتاو بخش می‌­شود. یک اکتاو بازه فرکانسی را شامل می‌­شود که فرکانس انتهای آن دو برابر فرکانس ابتدای­ آن است. پس فرکانس هر نت ۲ برابر فرکانس نت هم­نام خود در اکتاو قبلی است (برای نمونه لا در اکتاو ۳ فرکانس ۴۳۷ هرتز، و لای اکتاو ۴ فرکانسی برابر ۸۷۴ هرتز دارد). فرکانس نت­هایی که با فاصله­ی یکسان از نظر موسیقی به ترتیب دنبال هم قرار می­گ‌یرند، تشکیل تصاعد هندسی می­‌دهند.
  • ارکستراسیون یا سازبندی در موسیقی به انتخاب و ترکیب سازها برای اجرای یک قطعه موسیقی سازگانی گفته‌می‌شود.این کار معمولاً بر دوش آهنگساز است ولی گاه بعضی از موسیقی‌دانان در سازبندی از کمک یا رایزنی دیگر کارشناسان بهره می‌برند.هکتور برلیوز، ریچارد واگنر، ریمسکی کورساکف از بزرگان سازبندی موسیقی کلاسیک اروپایی هستند.
  • ارکستر به مجموعه‌ای از نوازندگان و سازهائی که باهم به اجرای قطعات موسیقی می پردازند، اطلاق می‌گردد. هر ارکستر به طور معمول بر اساس قرار گرفتن نوع و تعداد سازها در آن نامگذاری می‌شود. برای نمونه ارکستر سمفونی که به عنوان بزرگترین نوع ارکستر می‌باشد ، بدان معناست که درآن از تمام گروه‌های سازی استفاده شده و تقریبآ تمامی سازهای موسیقی کلاسیک غربی در آن وجود دارد. ارکسترهای کوچک تر، که بخشی از سازهای موسیقی کلاسیک درآن قرار دارد با نام‌های دیگر از جمله ارکستر مجلسی نامیده می‌شوند. ارکستر مجلسی به ارکستری گفته می‌شود که در آن از سازهای زهی آرشه‌ای ،سازهای بادی چوبی و سازهای کوبه ائی و سازهای شاسی دار یا کلیدی همچون پیانو می‌تواند استفاده شود.در برخی از موارد بعضی از عنوان‌ها برای ارکسترها استفاده می‌شود ، که این نام‌ها اشاره‌ای به نوع سازهای بکاررفته یا نقش سازها در این ارکسترها ندارد و این نامگذاری‌ها تنها برای تشخیص دادن ارکسترهای مختلف در یک منطقه یا شهر استفاده می‌گردد. برای نمونه ارکستر فیلارمونیک . ارکستر فلارمونیک معمولاً از سوی انجمن دوستداران موسیقی در هر شهر(انجمن فیلارمونیک) پشتیبانی مالی می‌گردد و در این ارکسترها معمولآ از نوازندگان خبره و چیره دست هر شهر استفاده می‌گردد.البته ساختار ارکستر فیلارمونیک ،از نظر سازی، بصورت ارکستر سمفونیک یا ارکستر بزرگ است.مانند ارکستر فیلارمونیک لندن. در ارکسترها رهبر ارکستر مهمترین نقش و در واقع قلب ارکستر بشمار می‌رود.

ارکستر سمفونیک ملبورن- استرالیا

  • رهبر ارکستر نقش هدایت ارکستر و نحوه اجرای آن را بر عهده دارد. فرمان چگونگی اجرای یک اثر موسیقی از طریق اشارات و حرکات بدنی رهبر ارکستر که بصورت قراردادی متداول است ،به نوازندگان ارکستر منتقل می‌شود. ارکسترها، گروه‌های کر و سایرگروه‌های موسیقی معمولاً دارای رهبر هستند. همیشه یک رهبر ارکستر در جلوی ارکستر قرار می‌گیرد و با در اختیار داشتن دفتر نونتی که به نام پارتی تور معروف است، در جریان چگونگی و اجرای نت‌های سازهای مختلفی که در اجرای آن اثر شرکت دارند قرار می‌گیرد. هر آهنگساز که اثری برای ارکستر می نویسید، تمامی نت‌ها و توضیحات مربوط به آن اثر برای هر ساز را به ترتیب و استانداردی که وجود دارد در پارتی تور می گنجاند. پارتی تور برای اجرا و تمرینات در اختیار رهبر ارکستر قرار می‌گیرد.در پارتی تور ریزترین توضیحات مربوط به چگونگی اجرای آن اثر و دیگر اطلاعات قرار دارد، که رهبر ارکستر با توجه به دانش رهبری ارکستر قادر به خواندن و تشخیص دادن تمامی این اصطلاحات می‌باشد و در زمان تمرین آنها را برای نوازندگان نیز تفسیر می نماید.به عنوان یکی از بزرگترین و مشهورترین رهبران ارکستر جهان می‌توان به هربرت فون کارایان اشاره کرد.

پارتی تور و باتون، چوب مخصوص رهبری ارکستر

  • آکسان : به معنی لهجه یا تکیه و فشار صوتی روی کلمات یا هجاهاست.
  • آکورد:به نواختن همزمان چند نت با هم آکورد گفته می‌شود. آکوردها به منظور ایجاد هارمونی در آهنگ استفاده می‌شوند.
  • آلتو : به صدای بم زنان و کودکان گفته می شود.
  • انتقال : تغییر و تعویض یک مقام و مشتقات آن به مقام دیگر از موضعی است که احساس ناهمگونی در شنونده ایجاد نشود.تعویض مایه یک قطعه موسیقی به مرتبه بالاتر یا پایین تر.
  • انعطاف پذیری صوت : میزان توانایی آمادگی حنجره شخص در انتقال از نتی به نت دیگر یا پرده ای به پرده ی دیگر مبتنی بر منطق موسیقی است.
  • اوج : یا هفتگاه به درجه هفتم یا نت سی si در دیوان اساسی گویند.
  • باریتون : به صدای توسط مردان گفته می شود.
  • باس : به صدای بم مردان گویند.
  • بسامد : میزان ارتعاشات یک صدا در مقیاس یک ثانیه است و به آن تواتر یا فرکانس هم گویند.
  • بُعد : به پرده در موسیقی عرب بعد گویند.
  • بلندی صدا : همان شدت یا قوت صوت و عبارت از توان صوتی یا میزان انرژی آزاد شده صوتی است که از منبع تولید کننده آن در واحد سطح انتشار می یابد.به آن ولوم نیز گویند.
  • بمل :در موسیقی به نت‌هایی که با فاصله نیم پرده عقب‌تر از نتهای اصلی قرار دارند بــِمُل می‌گویند.بمل یکی از علامات تغییردهنده‌است که قبل از نت‌ها گذارده می‌شود. این علامت صدای نوت را نیم‌پرده پایین می‌آورد. به‌عبارت دیگر صدای نت را نیم‌پرده بم می‌کند. بمل در تقابل با دیز است.
  • پرده : به مقدار فاصله بین دو نت گفته می شود. پرده اصطلاحی است در موسیقی.در سیستم کلاسیک، یک اکتاو به دوازده فاصله برابر تقسیم می‌شود که به هر یک از این فواصل یک نیم‌پرده گفته می‌شود و جمع هر دو نیم‌پرده را یک پرده می‌گویند.در یک تعریف دقیق‌تر، باید به این نکته توجه داشت که در تقسیم بندی سیستم کلاسیک موسیقی، فرکانس نت‌های موسیقی رشته‌ای با تصاعد هندسی است. در این صورت پرده واحدی برای معرفی فاصله­‌ی دو صدا یا به بیان صحیح­‌تر نسبت فرکانس آن دو است. در این سیستم هر اکتاو معادل شش پرده (دوازده نیم‌پرده) است. از آنجا که فرکانس هر نت دوبرابر فرکانس نت معادل آن در اکتاو پایین­تر می­باشد، می­توان قدر نسبت این تصاعد هندسی (نسبت فرکانس هر نت نسبت به نت نیم پرده پایین تر) را به دست آورد: q = 2(1 / 12)نکتهٔ مهم این است که مغز در تشخیص موسیقی اصوات این بازه از راه شناختن نسبت هندسی بین بسامد نت‌ها اقدام می­‌کند.
  • پولیفونی به ،معنای چندآوایی یا چند صدائی است. پولیفونی یا چند صدایی از قرن نهم میلادی در اروپا مرسوم شد. این شیوه در موسیقی باعث تحول در موسیقی، از موسیقی تک صدائی یا مونوفونیک ،به موسیقی چند صدائی یا پولیفونیک شد. پولیفونی شیوه ایست که در آن دو یا چند صدا در قالب ملودی‌های مستقل می‌باشد، که هر کدام از این ملودی‌ها حرکت و روند خاص خود رادر قالب یک مجموعه دارند.این ملودی‌ها با فواصل معین(نسبت به هم)و تابع قوانین هارمونی و پولیفونی می‌باشند.دو یا چند ملودی در یک اثر پولیفونی در حقیقت عناصر و اجزای تشکیل دهنده یک اثر هستند که هم‌زمان اجرا و شنیده می‌شوند، مانند فوگ وانوانسیون .... باخ که از وی با عنوان پدر پولیفونی نام برده می‌شود، جز اولین آهنگساز و ابداع کننده این شیوه محسوب می‌گردد.
BachFugueBar.png
  • پنتاکورد : به توالی پنج نت در یک گام موسیقی گویند.
  • تتراکورد : به توالی چهار نت در یک گام موسیقی گویند.
  • تحریر : صوتی آهنگین و خالی از حروف است که از حنجره انسان صادر شده و در حین اجراء آن،هوا هنگام عبور ،بوسیله ماهیچه های سوتی قطع و وصل می شود.نوسانات صوتی منظم و سازواره که از حنجره انسان صادر می شود.
  • تنور : به صدای زیر مردان گویند.
  • تون ساده : صدایی که تنها یک فرکانس داشته باشد.
  • تون مرکب : صدایی که دارای چند فرکانس مختلف است.
  • تونیک : به نت آغازین یک گام موسیقی اطلاق می شود.
  • جنس : تتراکورد در موسیقی عرب،جنس خوانده می شود.
  • جواب : به نت هشتم در یک اکتاو که تکرار همان نت اول است در موسیقی عرب،جواب اطلاق می شود و مفهومی کاملا صوتی دارد.
  • جهارکاه : به درجه چهارم یا نت فا در دیوان اساسی گویند.نام یکی از مقامات اصلی عربی است.
  • حسینی : یا ششکاه به درجه ششم یا نت لا در دیوان اساسی گویند.نام یکی از فرعیات مقام بیاتی است.
  • دو :در زبان انگلیسی Do - در لاتین C نام یکی از نت‌های موسیقی
  • دوکاه : به درجه دوم یا نت رِ در دیوان اساسی گویند.
  • دومینانت : به نت پنجم در یک گام موسیقی اطلاق می شود.
  • دیوان اساسی : اکتاو اصلی که مصدر مقامات اصلی موسیقی عرب است خوانده می شود.
  • دیز:در موسیقی به نتهایی که با فاصله نیم پرده جلوتر از نتهای اصلی قرار گرفته‌اند دیز می‌گویند.بطور کلی هرگاه بر سر نتی علامت دیز بیاید آن نت صدای زیرتری پیدا می‌کند یا به اصطلاح آن نیم‌پرده به بالا می‌آید. علامت دیز در موسیقی # است.علامت دیز صدای نت را نیم‌پرده زیرتر و علامت بمل صدای نت را نیم‌پرده بم‌تر می‌کند. وقتی علامت دیز قبل از نتی قرار بگیرد، باید نزدیک‌ترین شستی‌های سیاهی را که سمت راست آن نت قرار دارد بزنیم.
  • ر:به انگلیسی Re - به لاتین Dنام یکی از نت‌های موسیقی
  • ربع پرده :نوعی فاصله موسیقیایی است که تحت عنوان میکرو تون micro tone طبقه بندی می‌شود. ربع پرده کوچک‌تر از نیم پرده می‌باشد. در موسیقی ایرانی هنوز مقدار دقیقی برای این فاصله مشخص نشده‌است اما با توجه به تئوِری اعتدالی علینقی وزیری می‌توان آن را معادل با ۵۰ سنت (cent) دانست.
  • رنین صوت : طنین صوت در موسیقی عرب رنین خوانده می شود.
  • ریتم یا ضرب‌آهنگ (در فرانسه: Rythem) به معنی توالی ضربه‌های آهنگ که برای موزون کردن نوای موسیقی به کار می‌رود. به عبارت دیگر تکرار پی‌درپی یک حرکت پایدار در زمان مشخص را در موسیقی وزن یا ریتم می‌نامند.
  • سبک : شیوه یا استیل هنری یا ادبی سبک گفته میشود.
  • سل :به انگلیسی Sol - به لاتین G.نام نت پنجم موسیقی که بسامد پایهٔ آن ۱۲٫۲۵ هرتز است.
  • سپرانو : به صدای توسط زنان و کودکان گویند.
  • سلفژ : روشی برای تربیت گوش و شنوایی است./ نت خوانی و نت نویسی است.سلفژ (به فرانسوی: Solfège) در موسیقی، تکنیکی آموزشی برای آواز خوانی است که در آن هر نت میزان با سیلاب خاصی که سیلاب سلفژ ( یا سلافا سیلاب) نامیده می‌شود، خوانده می‌شوند. هفت سیلاب که عملاً استفاده می‌شوند عبارت‌اند از:دو، ر، می، فا، سل، لا، سی (یا تی).
  • سُلّم : به نودار موسیقایی یک مقام در موسیقی عرب گویند.
  • سیکاه : به درجه سوم یا نت می در دیوان اساسی گویند./ نام یکی از مقامات اصلی عرب است.
  • سَنکُپ (فرانسه: Syncope) اصطلاحی است در موسیقی.اتصال کشش ضرب ضعیف به کشش ضرب قوی باعث جابه جا شدن تاکیدها در ضرب‌ها شده و قسمت ضعیف با تاکید بیشتری اجرا می‌شود. اینگونه موارد حالت خاصی را در موسیقی ایجاد می‌کند که به آن سنکپ می گویند.
  • سی :به انگلیسی Si - به لاتین H یا B . نام یکی از نت‌های موسیقی
  • شدت صوت : رجوع کنید به بلندی
  • ششکاه : رجوع کنید به حسینی
  • صدا : یا صوت به فرکانسهایی که در اثر ارتعاش یک جسم ایجاد شده در محیط مناسب انتشار جریان یافته و برای گوش آدمی قابل دریافت است گفته می شود.
  • ضرب یا  تمپو (به انگلیسی: Tempo)، معیاری از سرعت اجرای قطعه‌های موسیقی است. ضرب اهمیت زیادی در اجرای موسیقی دارد و بر احساس ناشی از تاثیر می‌گذارد. تمپوی قطعات موسیقی اروپایی تا پیش از دوره کلاسیک، بسته به نوع قطعه، کمابیش ثابت و معلوم بود. از آن دوره به بعد تعیین تمپوی اثر برای آهنگساز رایج شد و آهنگ‌سازان در آغاز پارتیتور تمپوی مورد نظر خود را، معمولاً با عبارات ایتالیایی، می‌نوشتند.نوازندگان، به ویژه نوآموزان، دستگاهی به نام مترونوم را برای نگه‌داشتن وزن قطعه بکار می‌برند.
  • طریق : به خلق و ابداع یک آهنگ یا ردیف لحنی ،مبتنی بر مقامات عربی توسط قاریان صاحب سبک اطلاق می شود.
  • عقد : در موسیقی عرب گاه به معنای جنس یا تتراکورد و گاه به معنای پنتاکورد بکار می رود.
  • غَمّاز المقام : در موسیقی عرب به نت پنچم غماز می گویند.
  • فا:به انگلیسی Fa - به لاتین F .نام یکی از نت‌های موسیقی
  • فاصله : به میزان ارتفاع دو صوت یا دو درجه صوتی گفته می شود.فاصله یا بُعد در موسیقی امروزه به مفهوم فاصله مابین دو نت یا نت‌های موسیقی با توجه به نسبت فرکانس موجود بین آنها است.فاصله دو صوت موسیقی نسبت بسامدهای آنها (یعنی ارتعاشات آنها در ثانیه) است که معمولاً بسامد بیشتر را به بسامد کمتر تقسیم می‌کنند. از جنبه فیزیکی، فاصله دو صوت را می‌توان نسبت ارتفاع‌های آنها نیز تعریف کرد. اهمیت فواصل اصوات در موسیقی ناشی از این است که احساس ناشی از استماع متوالی یا همزمان دو صوت بستگی به فاصله آنها دارد و اگر بسامد آنها چنان تغییر کند که نسبت دو بسامد ثابت بماند، این احساس تغییر نمی‌کند. شیوه دیگر برای اندازه‌گیری فاصله‌ها که امروزه عمومیت یافته فرضیه سنت است که بر پایه آن اکتاو به ۱٬۲۰۰ سنت تقسیم می‌شود. موسیقی‌دانان قدیم دوران اسلامی ایران به دلیل این که هنوز فرکانس شناخته نشده بود، برای مشخص کردن موقعیت، نغمه‌ها را از روی جایگاه آنها روی وتر یا سیم شناسایی می‌کردند. در گذشته عقیده بر این بود که پس از حنجره و حلق انسان، کامل‌ترین سازهایی که می‌تواند همه نغمه‌ها را ایجاد کند سازهای رشته‌ای و در میان آنها عود است بنابراین در این گونه دسته‌بندی، فاصله یا محل هر نغمه روی رشته یا سیم معلوم و طبعاً شامل درازایی می‌شد و هر بعد با نسبتی که همان نسبت طولی بود مشخص می‌گردید. ابعاد در موسیقی قدیم بر پایه انواع بزرگ (کبری)، کوچک (صغری)، ملایم (مطبوع) و ناملایم (نامطبوع) تقسیماتی داشته است.ابونصر فارابی در کتاب موسیقی کبیر درباره بعدهای موسیقی چنین آورده است:

اگر دو نغمه مقترن در طبقه (درجه صوتی) یگانه‌ای قرار گیرند، مطلقاً یک نغمه به شمار آیند، اما گاه دو نغمه در دو طبقه (درجه) قرار گیرند و میان مرتبه نغمه زیر و مرتبه نغمه بم فاصله‌ای از حیث زیری و بمی (حدث و ثقل) پدید آید که مقدار آن، فزونی نخستین نغمه بر نغمه دوم یا کاستی دومین از نخستین (از نظر حدت) است. ما این فاصله را که میان این دو از نظر حدت (زیری) یا از نظر ثقل (بمی) موجود است «بعد صوتی» خوانیم.
  • فرکانس : رجوع کنید به بسامد.
  • فرته (به انگلیسی: Forte) در زبان موسیقی به معنی ادای قوی بیان و پر احساس بودن آن می‌باشد.
  • فون : واحد سنجش بلندی صوت است.
  • قرار : دارای مفهومی صوتی است و هم به معنای درجه اول اکتاو و هم به معنای بم صوت در موسیقی عرب بکار می رود.
  • قوت صوت : رجوع کنید به بلندی.
  • کانُن در موسیقی به قطعه‌ای گفته می‌شود که برای دو یا چند ساز نوشته می‌شود و نوازندگان آن را یکی پس از دیگری با فاصله چند میزان از هم اجرا می‌کنند.در این حالت، تقلید یا تقلیدهایی از ملودی اولیه با مقداری فاصله نواخته می‌شود.
  • کردان : یا ماهور به درجه یا نت دو در دیوان اساسی گویند.
  • کنترپوئن(به انگلیسی: counterpoint)، از لحاظ لغوی به معنای نت در مقابل نت می‌باشد. در این فن تاکید بر روند افقی نت‌ها می‌باشد تا بر روند عمودی. هر یک از نت‌هایی که با هم نواخته می‌شوند دارای ریتم و تم مستقل از هم بوده ولی در کلیت آهنگ، دارای هارمونی هستند.
  • کنسرت به یک اجرای زنده (معمولا موسیقی) در مقابل عده‌‌ای تماشاگر گفته میشود. اجرای یک کنسرت میتواند به وسیله تنها یک نفر، یا رسیتال، انجام بگیرد یا یک گروه، مانند یک ارکستر.
  • کلید سل:در اول هر خط حاملی، یک کلید موسیقی قرار می گیرد که این کلید برای شناختن نام نت‌ها بر روی خط حامل به کار برده می شود.علامت کلید سل، شکل تغییر یافتهٔ G می باشد.
  • گام : عبارت از توالی تثبیت شده اصوات پی در پی با فواصل معین در یک اکتاو است که دارای مفهوم موسیقی است.در موسیقی عرب به آن مقاما یا نغمه گویند.تعریف دیگر :گام (از فرانسه gamme) توالی چند نت است که به ترتیب ارتفاع مرتب شده‌اند. گام ممکن است بالا رونده یا پایین‌رونده باشد یعنی ارتفاع نت‌ها در آن به ترتیب صعودی یا نزولی مرتب شده باشند.
  • گروهِ کُر یک گروه موسیقی از خواننده‌ها است.گروهی از خواننده‌ها که با هم به اجرای موسیقی می‌پردازند، گروه کر نامیده می‌شوند.
  • لا :به انگلیسی La - به لاتین A .نام یکی از نت‌های موسیقی
  • مترونوم در سال 1814 میلادی توسط شخصی به نام Maelzel ساخته شد.مترونوم یک ابزار تمرینی موسیقی‌ست که ضربات یک‌نواخت و پی‌درپی ایجاد می‌کند تا نوازندگان را در نگه‌داشتن ریتم یک قطعهٔ موسیقی یاری دهد. این ضربه‌ها با یکای BPM (ضرب در دقیقه) سنجیده می‌شوند. اغلب مترونوم‌ها قادرند ضرباتی در گسترهٔ ۳۵ تا ۲۵۰ BPM تولید کنند. رایج‌ترین مورد استفادهٔ مترونوم کمک به حفظ گام و ضرباهنگ ضمن یادگیری و تمرین قطعات دشوار موسیقی است.مترونوم نه تنها ریتم صحیح و بدون خطا و نوسانی را به نوازنده ارائه می‌کند بلکه دایره زمانی و محدوده ضربی هر یک از ریتم‌های مختلف از کندترین تا سریعترین مانند لارگو(Largo)،آداجیو(Adagio)، آلگرو(Allegro)، پرستو(Presto) و غیره را در اختیار نوازنده می گذارد.انواع آن عبارتند از: مترونوم دیجیتالی و مترونوم مکانیکی .

مترونوم مکانیکی

  • متزوسپرانو : به صدای زیر زنان و کودکان گویند.
  • مدت صوت : به مدت استقرار و مکث روی یک نت یا درجه صوتی مدت یا دیرند گویند.در موسیقی عرب به مدت صوت طنین گویند.
  • مرتبه : نام دیگر دیوان است.
  • موسیقی آوازی : نوعی موسیقی است که منشأ ان حنجره انسان است و معمولا در مقابل موسیقی ساز بکار می رود.
  • موسقی فولکور : به موسیقی محلی یا منطقه ای یا قومی گویند.
  • موسیقی ارتجالی : از اصطلاحات موسیقی عربی و به معنای بداهه خوانی یا بداهه نوازی است.در این موسیقی خواننده یا نوازنده فارغ از ایقاع یا ریتم نغماتی را بصورت آزاد در فضای موسیقی مقامی اجرا می کند.
  • مسافت صوتی : به فاصله بین درجات یا نتها در موسیقی عرب مسافت صوتیه گویند.
  • مکتب : رجوع کنید به سبک.
  • مونوفونیک یا تک صدائی ، به موسیقی گفته می‌شود که تنها عنصر اصلی آن یک خط ملودی می‌باشد.موسیقی در اروپا تا قرن رنسانس به صورت تک صدائی یا مونوفونیک بود.

Li maus d amer.png
  • ملودی (لحن): در موسیقی به معنای توالی چند نت است که به‌گوش شنونده احساس آغاز و انجام داشتن این سلسله از نت‌ها را می‌دهد. لحن آن بخش از یک قطعه موسیقی است که به آسانی در یاد می‌ماند و می‌توان آن را زمزمه کرد یا با سوت زد.
  • نبرات : یا عربات در موسیقی عرب به معنای تحریر بکار می رود.
  • نت : الفبای موسیقی یا علائمی برای نوشتن و خواندن یک متن موسیقی است.
  • نوا : به درجه پنجم یا نت سل در دیوان اساسی گفته می شود.
  • نوح : یکی از قالبهای رایج موسیقی در دوران اعراب جاهلی بوده است.
  • ولوم : مراجعه کنید به بلندی.
  • ویبراسون : به معنای لرزش های ساز واره در موسیقی و تقریباً به مفهوم تحریر نزدیک است.
  • هرتز : واحد فرکانس یا بسامد است.
  • هفتکاه : رجوع کنید به اوج.
  • یکاه : به درجه سل قبل از دیوان اساسی گفته می شود.

 


 

اصطلاحات مربوط به فرم های قطعات موسیقی کلاسیک

 

  • آرانژمان:آهنگی كه برای ارکستر یا ساز مشخصی ساخته شود را آرانژمان می‌گويند.تنظیم در موسیقی به مرحله بعد از آهنگ‌سازی گفته می‌شود که طی آن چیدمان سازها، جمله‌بندی اثر و لحن نت‌ها بر پایه قوانین کنترپوئن و هارمونی مشخص می‌شود.تنظیم‌کننده که یک قطعه را برای سازهای مختلف می‌نویسد، باید با قابلیت‌های سازهای گوناگون به‌خوبی آشنا باشد.
  • اِتود (فرانسوی:Étude) به معنای مطالعه است و در موسیقی به قطعه‌هایی که گفته می‌شود که هدف آنها ارتقای تکنیک نوازندگی است. هر اتود معمولاً برای یکی از مشکلات فن نوازندگی و رفع یکی از ضعف‌های تکنیکی هنرآموزان تصنیف می‌شود. آهنگسازان و به خصوص رمانتیک‌ها طبعاً کوشیده‌اند اتودهای خود را علاوه بر تأمین هدف بالا، زیبا نیز تصنیف کنند، به طوری که تکنوازها آن را در رپرتوار رسیتالاپوس 25 شماره 6فردریک شوپن برای تمرین پیانیست برای اجرای سریع و موازی فواصل سوم کروماتیک است، و اتود اپوس 25 شماره 7 او تأکید بر تولید نغمه‌ی آوازین در یک ملودی پلی‌فونی دارد، و اتود اپوس 25 شماره 10 او اکتاوهای موازی را پوشش می‌دهد. خود، به قصد نشان دادن قابلیت نوازندگی‌شان می‌گنجانند. برای مثال، اتود.معنی دیگر اتود ، طراحی اولیه است.
  • اُورتور قطعه‌ای سازی است که به عنوان مقدمه برای اپرا، اوراتوریو، باله و سایر آثار دراماتیک یا به عنوان یک قطعه مستقل اجرا می‌شود و معمولاً شامل نغمه‌های اصلی آن اثر است. این قطعه در اجراهای نمایشی زمانی که هنوز پردهٔ نمایش بالا نرفته‌است، توسط ارکستر اجرا می‌شود. در موسیقی ایرانی، از اواخر دوره قاجار،برای اولین بار توسط درویش خان مقدمه‌ای بنام پیش‌درآمد قبل از درآمد اجرا می‌شود.واژهٔ معادل پیش‌نوا از سوی فرهنگستان زبان و ادب فارسی‌ برای اورتور پیشنهاد شده‌است.
  • اُپرا آميزه‌ای از موسيقی و نمايش است تا حقيقت به تصوير كشيده شود. از اين رو برای خلق آثار اپرايی بايد در دو بخش موسيقی و نمايش عالم بود تا پديده‌ای درخور تحسين ايجاد كرد. بزرگان هنر در برتری هر يک از اين دو مؤلفه بر ديگری اختلاف نظر دارند؛ به عنوان مثال ريشارد واگنر موسيقی را در خدمت هدف والای نمايش می‌داند. با اين حال موسيقی دارای اعجازی است كه با آن، داستانی هرچند ساده به تجربهٔ احساسی عميق و دل‌انگيز بدل می‌شود. همچنين داستانها و نمايشنامه‌های موفق نيز با درآميختن با موسيقی، بقا و عمق بيشتری می‌يابند.اپرا مجموعه‌ای است از هنرهای مختلف: موسيقی، ادبيات، فن بازيگری، طراحی صحنه، دكور و كارگردانی. اپرا از ارزنده‌ترين پديده‌های جهان موسيقی است. طی چندين قرن اپرا با تحولات فراوان همه گونه رويدادها و سبكهای موسيقی را تجربه كرد و به تكامل رسيد.اُپِرا هنری است که بر روی یک سکو یا سن نمایشی که هماهنگ و سازگار با موسیقی ساخته شده انجام می‌گيرد. نمایش اجرایی در اپرا عناصر ویژهٔ تئاتر مانند زمینه‌پردازی و محیط نمایشی، جامه‌ها، چهره‌پردازی و بازیگری را در خود دارد. ولی در اپرا واژه‌هایی که بازگو می‌شود یعنی اپرانامه (libretto) سخن‌پردازی گفتاری نبوده بلکه به گونهٔ آوازی و سرودی است. خوانندگان اپرا را یک گروه از همنوایان همراهی می‌کنند. همنوایان می‌توانند یک گروه کوچک سازی باشند یا یک سازگان سمفونیک کامل.البته امروزه این هنر به مانند گذشته نیست و گاه با سبکهای دیگر موسیقی آمیخته شده‌است یا اينكه به تنهایی و بدون نمایش اجرا می‌شود.آوازهای اپرا شامل دو قسمت است:
  1. آريا (Aria) كه قسمت اصلی اپراست و خواننده در آن با آرايشهای آوازی، قدرت و مهارتش را ابراز می‌دارد.
  2. رسيتاتيف (Recitatif) كه نوعی از فن بيان و مكالمهٔ آوازی است و غالباً پيش از آريا قرار می‌گيرد. در اپرای ايتاليايی، رسيتاتيف رابط بين دو آرياست:

الف-رسيتاتيف ساده(Recitatif Secco)كه آواز بدون اركستر است و فقط با چند آكورد كوتاه همراهی می‌شود.

ب-رسيتاتيف آكامپانيه(Recitatif accampagne) كه خواننده به همراهی اركستر می‌خواند و بيشتر در اپراهای  فرانسوی معمول است.

از جمله رهبران ارکستر اپرا می‌توان گوستاو مالر را نام برد.

  • توکاتا (toccata) از واژگان موسیقی است.توکاتا فرمی است برای سازهای کلاویه‌دار که اصل و ریشه‌اش به سدهٔ شانزدهم می‌رسد. فرم توکاتا آزاد و نزدیک به فانتزی است. توکاتا در اصل قطعه‌ای نمایشی است که برای نشان دادن چیره‌دستی نوازنده یا توانایی‌های ساز ساخته می‌شود. این فرم در آغاز سدهٔ هفده میلادی توسط آهنگ‌سازانی که برای ارگ آهنگ می‌ساختند ابداع شد و در زمان باخ به اوج تکامل خود رسید. موسیقی‌دانان بعدی گاه از این فرم برای ساختن آثار دشوار بهره گرفته‌اند.در نوع توکاتا که بیشتر در دوران باروک به‌کار می‌رفته از حرکت‌های سریع ملودیک با پاساژهای پیچیده و طولانی استفاده می‌شود. توکاتا معمولاً حالت هیجانی دارد و گونه‌های اولیه آن برای هر سازی نوشته می‌شد اما از آن‌جایی که رفته‌رفته حالت تک‌نوازی به‌خود گرفت خیلی زود ویژهٔ سازهای کلاویه‌ای شد.پرآوازه‌ترین توکاتاهای ارگ از یوهان سباستیان باخ (توکاتا ب.و.اف ۵۶۵)، لئون بولمان (توکاتا در سوئیت گوتیک) و شارل-ماری ویدور (توکاتای سمفونی ارگ پنجم) هستند.واژهٔ توکاتا از فعل ایتالیایی toccare به معنی بساویدن گرفته شده‌است.(فرهنگ تفسیری موسیقی، ترجمه و گردآوری: بهروز وجدانی، تهران: ناشر: مترجم، چاپ نخست، ۱۳۷۱)

پرونده:Bach-Toccata-Opening.jpg

نت‌های آغازین توکاتای معروف ب.و.اف ۵۶۵ اثر یوهان سباستیان باخ.

  • سمفونی (به انگلیسی: symphony)، از کلمه یونانی Συμφωνία گرفته شده‌است.در موسیقی کلاسیک سمفونی به قطعه‌ایی ارکسترال گفته می‌شود که از چند بخش مجزا به نام موومان تشکیل شده باشد. هر سمفونی دارای فرم سونات است.فرم سونات در حقیقت همان فرم چهار بخشی یا چار موومان است. قدمت آن به قرن هیجدهم میلادی در اروپا باز می‌گردد. یوهان سباستین باخ، موتزارت، هایدن و بتهوون در شکل گیری آن تأثیر به سزایی داشته‌اند(منبع :کتاب موسیقی سنفونیک، ادوارد داونز، ترجمه علی اصغر بهرام بیگی، انتشارات آگاه و کتاب فرهنگ بزرگ موسیقی، رولان دوکانده، شرکت تهران فاریاب)
  • سونات (Sonata) به قطعه موسیقایی گفته می‌شود که برای یک و یا بیشینه دو ساز نوشته می‌شود و در چند موومان اجرا می‌گردد.
  • رپرتوار (فرانسوی: Répertoire، انگلیسی: Repertory) در معنای لغوی یعنی فهرست یا جدول. اما در اصطلاح موسیقی مجموعه قطعه‌های موسیقی است که تکنواز (یا خواننده) برای رسیتال، یا ارکستر برای کنسرت آماده می‌کند. تعداد قطعه‌های موسیقی در رپرتوار، معمولاً زیادتر از قطعه‌هایی است که در برنامه‌ی رسیتال یا کنسرت اعلام می‌شود، زیرا ممکن است شرکت‌کنندگان پس از اتمام برنامه در عین تشویق مجری(های) برنامه اجرای قطعه‌های دیگری را طلب کنند.قطعه معمولا ارکسترال در موسیقی کلاسیک است که از چند موومان تشکیل شده است . در فارسی بصورت سمفونی و سنفنی نیز نوشته شده است . کلمه انگلیسی symphony از کلمه یونانی Συμφωνία گرفته شده است . شروع آن به قرن هیجدهم میلادی باز می گردد.سنفونی های اولیه در ابتدا همان اورتورهای اپرایی بودند . زمانی که سنفونی فرم مستقلی پیدا کرد موومان چهارمی به آن افزوده شد. یوهان کریستیان باخ و موتزارت در هایدن و بتهوون در شکل گیری آن تاثیر به سزایی داشته اند.
  • کُنسِرتو (اصل تلفظ ایتالیایی: کُنچــِرتو) قطعه‌ای موسیقی است که برای ارکستر و یک ساز (معمولاً پیانو یا ویولن) و یا چند ساز، معمولاً در سه موومان تصنیف شده است. نقش ارکستر در مجموع همراهی ساز تکنواز است و به همین ترتیبب ساز تکنواز نقش اصلی را طی تمام قطعه ایفا می‌کند.
  • نوکتورن (گرفته شده از واژه فرانسوی noturnal) قطعه ایست که معمولا در شب نواخته می شد.کلمه نوکتورن اولین بار هنگامی در قرن هفدهم به کار برده شد که قطعاتی گروهی و دارای چندین موومان که اغلب در مهمانی های شبانه نواخته می‌شد ظهور کردند. گاهی از معادل ایتالیایی این کلمه برای نام‌گذاری چنین قطعاتی استفاده می‌شد که می توان به سرناتا نوتورنا (serenata notturna) اثر موتسارت اشاره کرد. در آن زمان نوکتورن را الزاما برای شب نشینی ها نمی‌نوشتند اما ممکن بود مانند سرناد برای یک اجرای شبانه درنظر گرفته شود.فرم نوکتورن عامیانه‌تر از قطعات تک موومانی است که اغلب برای پیانو سلو نوشته می شد. این فرم در قرن نوزدهم گسترده‌تر شد.اولین کسی که قطعاتی با عنوان نوکتورن نوشت، جان فیلد آهنگساز ایرلندی بود که پدر نوکتورن مدرن (رمانتیک) خوانده می شود اما با این حال فردریک شوپن مشهور ترین آهنگساز در زمینه تصنیف نوکتورن است که ۲۱ نوکتورن برای پیانو نوشته است. از آهنگسازان پس از شوپن که نوکتورن هایی نوشته اند می توان به گابریل فوره، الکساندر اسکریابین و اریک ساتی اشاره کرد.از نمونه‌های دیگری که می توان برای این فرم موسیقایی مثال زد رویای نیمه شب تابستان اثر مندلسون است که برای ارکستر نوشته شده و موومان اول کنسرتو ویلن شماره ۱ ساخته دیمیتری شوستاکوویچ.اولین موومان از سونات مهتاب اثر بتهوون را نیز می توان نمونه‌ای از یک نوکتورن دانست، اگرچه بتهوون خود چنین تعبیری از سوناتش نداشت.نوکتورن ها قطعاتی ملایم و آرام و اغلب پر معنی و غزل گونه و گاهی غم انگیز هستند. اما برخی از نوکتورن‌ها حس کاملا متفاوتی را القا می کنند مانند دومین نوکتورن ارکسترال دبوسی که حالتی سرزنده و شاد دارد.
  • پارتیتور (ایتالیایی: partitura، انگلیسی: score) نت‌نویسی‌ای که نت تمام بخش‌های سازی و آوازی یک ارکستر بزرگ، ارکستر مجلسی یا همنوازهای دیگر بر روی آن ثبت شده باشد. در پارتیتور هر حامل متعلق به یک بخش، یک ساز یا گروهی از سازهای همنام است که ملودی را همزمان اجرا می‌کنند. میزان‌بندی در پارتیتور، به وسیله‌ی خطوط عمودی صورت می‌گیرد که تمام حامل‌های مربوط به بخش‌های ملودیک همزمان را در بر می‌گیرد. هر رهبر ارکستر در کار رهبری به نتی که به شکل پارتیتور نوشته شده است، نیاز دارد و از روی آن ارکستر را رهبری می‌کند.
  • موومان به معنای بخش کاملی از یک اثر بزرگ‌تر موسیقی است که خود آغاز و انجامی دارد. آثاری مانند سمفونی و کنسرتو و سونات هر یک از چند موومان تشکیل می‌شوند. گاه یک موومان از اثری در کنسرت‌ها اجرا می‌شود ولی اجرای هر اثر موسیقی وقتی کامل است که تمام موومان‌های آن اجرا شود.معمولا در اجرای آثار موسیقی پس از پایان یک موومان و پیش از آغاز موومان بعدی مدتی سکوت برقرار می‌شود. گاه برخی آهنگسازان مشخص می‌کنند که اجرای موومان بعدی بلافاصله و بدون این سکوت شروع شود.در موسیقی اروپایی (بجز در اپرا) رسم نیست که شنوندگان در طول اجرا یا پس از پایان هر موومان نوازندگان را تشویق کنند و این کار پس از اتمام همه اثر انجام می‌گیرد.
  • لایتموتیف (از آلمانی leitmotiv به معنی نغمه راهبر یا شاخص) قطعه‌ای کوتاه و تکرار شونده است که در برخی از کارهای موسیقی برای اشاره به شخصیتی یا مکانی یا اندیشه‌ای به‌کار می‌رود. لایتموتیف بدین‌ترتیب نشانه‌ای می‌شود که با هربار حضور، اجرا شنونده را به‌یاد آن شخصیت یا مکان یا اندیشه می‌اندازد.اگرچه لایتموتیف معمولاً نغمه کوتاهی است، ولی گاه به صورت ضرب یا آکورد خاصی هم بکار می‌رود.لایتموتیف را نخست کارل ماریا فون وبر آهنگساز آلمانی بکار برد ولی مشهورترین کاربرد آن در اپراهای واگنر است.

 


 

فرم‌های رقص در موسیقی کلاسیک

  • مازورکا (mazurka) رقصی است لهستانی در ۴/۳ یا به وزن سه تایی با حرکتی معتدل و ملایم که غالبا ضرب سوم آن (ضرب بالا) آکسانی قوی به خود می‌گیرد.به عبارت دیگر ضرب سوم مازورکا بر خلاف قاعده کلی تیوریک و میزان‌های ۴/۳ ضرب سوم که ضرب نیمه قوی است، به ضرب قوی بدل می‌شود آن هم توسط آکسانی یا تشدیدی که روی ضرب سوم می‌گذارند. بافت ساختمانی یا شمای مازورکا از جهت ریتم و جمله بندی تجزیه می‌شود به بخش‌هایی که هر یک شامل هشت ضرب است.این رقص که از سدهٔ شانزدهم شناخته شده بود، بعد وارد موسیقی علمی شد. آهنگسازان کلاسیک بسیاری مازورکاهای متعددی نوشته‌اند اما مازورکاهای فردریک شوپن آهنگساز لهستانی برای پیانو سولو برجسته‌ترین و مشهورترین نوع این فرم موسیقی است. از مازورکاهای دیگر می‌توان به دو مازورکای هنریک ویناوسکی برای ویلن و پیانو نام برد.

بخشی از نت مازورکا

  • ژیگ (یا به گویش انگلیسی «جیگ») نوعی رقص و ترانه‌های مربوط به رقص است که در سنت موسیقایی انگلیس پیشینه دارد و موسیقی باروک مشخص‌ترین نمود آثاری با این سبک است.ترانهٔ این رقص می‌تواند با میزان ۶/۸، ۹/۸ یا ۱۲/۶ باشد و در نتیجه این رقص بسیار پرجست و خیز و بانشاط است.
  • کورانت Courante یک نوع رقص تند و پرشتاب سه ضربی است که پیشینه در سنت موسیقیایی آلمان و فرانسه دارد.
  • باله (به فرانسوی: Ballet) نوعی رقص است. حرکات باله نیاز به ورزیده بودن بدن رقصنده در حد بسیار بالایی می‌باشد.با وجود اصالت این هنر در فرهنگ‌های ملل مختلف (همانند مثلاً روسیه)، ریشه باله را شاید بتوان در ایتالیا یافت. اما در فرانسه بود که باله فرم و شکل امروزی را به خود گرفت.

 


 

 

اصطلاحات مربوط به ضرب در موسیقی

 

  • پرستیسیمو (Prestissimo): بسیار تند
  • ویواچیسیمامنته (Vivacissimamente): بسیار تیز و پر شور
  • ویواچیسیمو (Vivacissimo): بسیار تند و پر شور
  • پرستو (Presto): بسیار تند
  • آلگریسیمو (Allegrissimo): بسیار تند
  • ویوو (Vivo): پر شور و تند
  • ویواچه (Vivace): پر شور و تند
  • آلگرو (Allegro): تند و سبک (معروف به «ضرب مارش»)
  • آلگرو مدراتو (Allegro moderato): به نحو ملایمی تند
  • آلگرتو (Allegretto): به نحو ملایمی تند (ولی کند تر از آلگرو)
  • آلگرتو گراتزیوسو (Allegretto grazioso): به نحو ملایم و موقری تند
  • مدراتو (Moderato): ملایم
  • مدراتو اکسپرسیوو (Moderato espressivo): ملایم و با احساس
  • آندانتینو (Andantino): کمی تندتر یا کندتر از آندانته
  • آندانته (Andante): به سرعت راه رفتن
  • ترانکیلامنته (Tranquillamente): آرام‌مانند
  • ترانکیلو (Tranquillo): آرام
  • آداجیتو (Adagietto): نسبتا آهسته
  • آداجیو (Adagio): آهسته و با وقار (معنای لغوی آن «راحت» است)
  • گراوه (Grave): آهسته و محتشم
  • لارگتو (Larghetto): نسبتا آهسته
  • لارگو (Largo): خیلی آهسته
  • لارگامنته (Largamente): بسیار آهسته
  • لارگیسیمو (Larghissimo): خیلی، خیلی آهسته

 


 

  • بیت - beat : همان ضرب در اصطلاح فارسی است که معیاری برای شمارش گذشت زمان در یک میزان است. معمولاً فاصله زمانی هر رفت و برگشت عقربه مترونوم معادل یک بیت یا ضرب محاسبه می شود. در یک میزان چهار ضربی موسیقی، نوازنده معمولاً بر روی ضرب اول بیشترین تاکید را می کند و پس از آن بر روی ضرب سوم و ضربهای دوم و چهارم عموماً ضربهای ضعیف بشمار می آیند.
آهنگساز یا نوازنده ممکن است به دلخواه خود جای ضربهای قوی و ضعیف را عوض کند.
  • داون بیت - down beat : به ضرب اول هر میزان گفته می شود که معمولا رهبر ارکستر چوب خود (baton) را به سمت پایین حرکت می دهد و شروع میزان را مشخص می کند. نوازندگان موسیقی معمولا در اجرای داون بیت بیشترین تاکید (accent) را اعمال می کنند.

 

  • بک بیت - back beat : اصطلاحی است در موسیقی برای ضربهای شماره دو و چهار در میزانهای چهار ضربی، به همین دلیل از این اصطلاح برای میزانهای 12/8 - معادل 4/4 ضربدر 3/2 - نیز استفاده می شود. این اصطلاح در مقابل down beat که به ضرب اول میزان گفته می شود کاربرد دارد.

 

  • آپ بیت - up beat : ضربی است که بدون تاکید (accent) قبل از ضرب اول میزان بعدی اجرا می شود. بعنوان مثال در یک میزان 4/4 به ضرب سوم آپ بیت گفته می شود. توجه کنید که در بسیاری از قطعات موسیقی از ضرب چهارم یک میزان ناقص قطعه شروع می شود به این ضرب یا نت پیک آپ (pick up) یا آناکروسیس (anacrusis) هم گفته می شود. در اینجا نیز اصطلاح آپ (up) از جهت حرکت چوب رهبر ارکستر گرفته شده است.

 

  • افتر بیت - after beat : ضربی است که بر خلاف حالتهای عادی نوازنده به آن تاکید می کند. این اصطلاح بیشتر توسط نوازندگان پرکاشن و درامز بکار برده می شود. بنابراین چنانچه نوازنده روی ضربهای سه و چهار در میزان چهار ضربی (یا هر ضرب ضعیف دیگر) تاکید کند، در اصطلاح او after beat می زند.

 

  • آف بیت - off beat : اصطلاحی است در موسیقی و به حالتی گفته می شود که در آن داون بیت ها - یا همان ضربهای قوی - با سکوت جایگزین می شوند و یا به ضرب ضعیف قبل متصل می شوند. اصطلاح هنگامی بکار برده می شود که در یک ریتم موسیقی در غالب موارد ضرب قوی به صورتی که گفته شد اجرا شود.


اصطلاح beat در موسیقی و نوازندگی درامز و پرکاشن کاربردهای دیگری - غیر از تئوری موسیقی - نیز دارد که در زیر به مواردی از آن اشاره می شود.:

  • برک بیت - break beat : اصطلاحی است که بیشتر در موسیقی معاصر (پاپ، راک ، هاوس و ...) بکار برده می شود و منظور ضربی است از هنگامی که همه سازها در اجرای موسیقی بجز درامز و پرکاشن سکوت می کنند.

 

  • بلست بیت - blast beat : به حالتی گفته می شود که نوازنده درامز طبل یا سنج یا های هت (snare,cymbal,hi-hat) های خود را بطور متناوب به لرزه در می آود.

 

منبع: http://www.harmonytalk.com

Tags:
اخرین مقالات

نظرات  

 
#5 ramin ۱۳۹۲-۱۱-۰۲ ۱۲:۵۲
sala. mamnun az zahamate shoma. ama behtar bud kheile lamel mikardin bad namayesh midadin. 12 ta kalame khastam manisho bedunam ama inja nabud.
نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
#4 ک.ع.عامری ۱۳۹۲-۰۸-۲۳ ۰۹:۰۸
بسیار عالیست اگر اصطلاحات طبقه بندی بشن بهتره
نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
#3 آرمینه ۱۳۹۲-۰۳-۲۱ ۱۴:۲۳
سلام می خواستم بدونم اصطلاح tempered instrument یا به طور کل tempremant در موسیقی و ساز به چه معناست؟
نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
#2 موسیقی خوب کلاسیک ۱۳۹۱-۰۳-۲۰ ۱۵:۰۰
sempre به معتی "همیشه" است.
مثلا sempre legato یعنی تا هنگامی که چیز دیگری خواسته نشده است، لگاتو بنوازید...
نقل قول | گزارش به مديريت
 
 
#1 ماهدخت ۱۳۹۰-۰۴-۲۰ ۰۷:۵۳
سلام . می خواستم بدونم اصطلاح sempre که گاهی در نت نویسیها می آید چه معنی میده؟ اینجا نتونستم پیدا کنم . ممنون
نقل قول | گزارش به مديريت
 

اضافه‌ كردن نظر

لطفا از عبارات مناسب استفاده فرمایید.
با تشکر


کد امنيتي
باز خوانی تصویر امنیتی